به جای رفتن به دانشگاه (یا پس از اتمام آن) چه کنیم؟

 

اگر زندگی به عقب بازمی گشت، به دانشگاه نمی رفتم و در عوض، سه یا چهار سال از وقتم را روی یک پروژه هدفمند و خارق العاده می گذاشتم که عملا تاثیری روی دنیا می گذاشت.

من مخالف دانشگاه نیستم. در واقع، اگر می خواهید وارد یک حرفه تخصصی، مثلا پزشکی، وکالت یا زیست شناسی شوید آن را پیشنهاد هم می کنم. اما اگر در حال مطالعه این مطلب هستید، احتمالا به دنبال هیچ یک از این حرفه ها نیستید.

به نظر من، هر کارآفرین بلندپروازی در آغاز به یک «پروژه بزرگ» نیاز دارد. ترجیحا نباید روی این پروژه به عنوان یک کار درآمدزا حساب باز کرد. درواقع بهترین حالت این است که کاری باشد که خودتان انتخاب و طراحی می کنید و بودجه اش هم به عهده خودتان است. هنگامی که خود را عمیقا غرق چیزهایی می کنید که برایتان اهمیت دارند، به تدریج دانش واقعی و تجربی کسب می کنید. این گونه ای از دانش است که از هیچ کلاس درسی به دست نمی آید و یک «ماده خام» به حساب می آید که می توانید آن را به سرمایه ای (مهارت یا محصول) تبدیل کنید که در نهایت قابل فروش خواهد بود.

من ضد دانشگاه و تحصیلات عالیه نیستم، بلکه طرفدار گزینه های بیشتر هستم. بسیاری از ما اصلا توجه نمی کنیم که به غیر از کسب مدرک و نشستن در کلاس راه های دیگری هم برای پیداکردن کار وجود دارد. حتی اگر در حال مطالعه این مطلب هستید و می خواهید به دانشگاه بروید (یا قبلا رفته اید)، باز هم باید فعالانه به دنبال بهبود زندگی خود باشید و هوشیارانه با کسب تجربه و انجام کارهای پرچالشی که به آنها علاقمند هستید خودتان را پرورش دهید.

مواردی که در ادامه می آیند چند پروژه تحول آفرین هستند که می توانید به جای رفتن به دانشگاه آنها را امتحان کنید.

 

به جای جای کشور سفر کنید

مسافرت یک دیدگاه و چشم انداز کاملا جدید نسبت به زندگی و فرهنگ های مختلف را به شما ارزانی می کند. به علاوه، همیشه مطلب جالبی برای ارائه در گفتگوهای خود با دیگران خواهید داشت. به جاهایی سفر کنید که بکرتر هستند، غذاهای جدیدی را امتحان کنید و با مردمی بنای دوستی بریزید که به لطف پروژه بزرگ خود با آنها ملاقات کرده اید. همه این ها به نفع شما است.

 

یک کسب و کار راه بیندازید

اولین چیزی که راه انداختن یک کسب و کار به شما می آموزد این است که شکست غیرقابل اجتناب است، و به محض اینکه با این حقیقت کنار بیایید، شانس موفقیت شما در کارهای بعدی افزایش پیدا می کند. این یک روش سنتی برای ساختن شخصیت شما نیز به حساب می آید. راه اندازی یک کسب و کار به شما روش مذاکره در هنگامی که طرف مقابل نسبت به شما نظر مساعدی ندارد و متقاعدکردن مردم برای کمک به شما را یاد می دهد.

 

به فعالیت های داوطلبانه مشغول شوید

آرمان و هدفی را پیدا کنید که واقعا برایتان اهمیت دارد و خود را وقف آن کنید. به ساختن خانه در مناطق محروم کمک کنید. برای کودکان کلاس های آموزشی فوق برنامه بگذارید. اما فعالیت های خود را سرسری نگیرید، این را مثل یک شغل در نظر بگیرید. هر چه دارید را در طبق اخلاص بگذارید. بدون هیچ دلیلی انسان خوبی باشید. این حال شما را خوب می کند و دانسته های شما نسبت به خودتان و دیگران را افزایش می دهد.

 

یک زبان جدید یاد بگیرید

ابدا منظور من آن اشتیاق و شور و حرارت و علاقه و عشقی که به کلاس های زبان مدرسه داشتید نیست! منظورم این است که یک زبان جدید را واقعا یاد بگیرید. این زبان می تواند حتی زبانهایی مانند ترکی، کردی و عربی و هر زبانی که در داخل کشور رایج است نیز باشد. تلاش کنید تا چنان زبان جدیدتان روان شود که بتوانید از آثار فرهنگی که معمولا محدود به گویشوران محلی است استفاده کنید. سپس سری به مکانهایی بزنید که زبان جدید شما در آن استفاده می شود و با مردم، روزگار بگذرانید.

 

به خلق آثار هنری مشغول شوید

نقاشی، موسیقی، مجسمه سازی …؛ چیزی را پیدا کنید که واقعا با آن ارتباط برقرار می کنید و هرروز آن را انجام دهید. چیز زیبایی را خلق کنید که بتوانید بابت آن به خود افتخار کنید.

 

ورزش کنید و وارد رقابت های ورزشی شوید

یک هنر رزمی یاد بگیرید. اگر می توانید وارد مسابقات نیمه حرفه ای فوتبال شوید یا شطرنج یاد بگیرید. یک فعالیت ورزشی انجام دهید و تلاش کنید که در آن بهتر و بهتر شوید. روی پیشرفت خود نظارت داشته باشید. در مسابقات شرکت کنید. این راه بسیار خوبی است که حال فیزیکی و روحی شما را بهتر می کند. من به شخصه می توانم بدنسازی و جوجیتسو (توضیح ویکیپدیا) را تایید و تضمین کنم. این دو زندگی من را تغییر داده اند.

 

در چیزی که برایتان جذاب است تخصص پیدا کنید

برای متخصص بودن داشتن مدرک دانشگاهی لازم نیست. به فیزیک کوانتوم علاقه دارید؟ یک سال کامل را صرف کنید تا هر چه می توانید درباره نظریه ریسمان مطلب بیاموزید و معلومات خود درباره فضازمان (باز هم ویکیپدیا) را به سقف بچسبانید. مطالعات تحقیقی خودتان را انجام دهید و آنها را در مجلات معتبر منتشر کنید. آدم های «معمولی» چنین کاری را انجام نمی دهند. استثنایی باشید. از محدودیت های ادراکی خود فراتر بروید و تلاش کنید تا مفاهیم دشواری که ترسناک به نظر می رسند را یاد بگیرید.

 

کتاب بنویسید

به احتمال زیاد هنگامی که ۲۰ سال بعد مطالب خود را بخوانید چیز زیادی از آنها را به یاد نخواهید آورد، به علاوه درآمد آنچنانی هم نصیب شما نمی شود، اما اینها مهم نیست. مزایای اصلی نوشتن، آرامش، تعمق و ایجاد عادت است. شما یاد می گیرید که ذهن خود را کنترل کنید و خود را عادت می دهید تا هر روز بخشی از زمان خود را به یک کار معین اختصاص دهید.

 

«پروژه بزرگ» تاثیر خود بر زندگی شما را نشان خواهد داد و به شما نشان می دهد که می توانید ایده ای را در سر بپرورانید و سپس تا به انتها آن را پیش ببرید. به علاوه، به شما اجازه می دهد تا در یک محیط نسبتا کم ریسک به خلاقیت بپردازید. اگر این پروژه بزرگ آنطور که باید پیش نرفت، واقعا همه چیز را از دست نخواهید داد (این هم دلیل دیگری برای اینکه بهتر است به شغل خود به عنوان یک پروژه نگاه نکنید و برعکس.) پروژه بزرگ به شما یاد می دهد که چگونه می توانید با استفاده از خلاقیت خود منابعی که برای انجام آن نیاز دارید را پیدا کنید، مخصوصا از آنجایی که احتمالا هنوز آنقدرها سرمایه ندارید. به علاوه به شما کمک می کند تا راه اصلی خود را پیدا کنید و با سایر افرادی که به دنبال پیدا کردن مسیر زندگی خود هستند و راه شان با شما مشابه است ارتباط برقرار کنید (اولین مرحله شبکه سازی).

اگر در حال مطالعه این مطلب هستید، احتمالا قبلا تحصیلات خود را تمام کرده اید یا اکنون در حال تحصیل هستید. این هیچ ایرادی ندارد. لازم نیست همین فردا درس را رها کنید یا مدرک خود را پاره کنید. اما فارغ از جایگاهی که فعلا در آن قرار دارید، باید فرآیند یافتن کاری که به آن عشق می ورزید را آغاز کنید. می خواهید با زندگی خود چه تاثیری بر دنیا بگذارید؟ چه کار هدفمندی را می توانید انجام دهید که هنگامی که این دنیا را ترک می کنید کمی بهتر از زمانی شده باشد که به آن پا گذاشتید؟


نویسنده این مطلب آقای دانیل دیپیازا است. او بنیانگذار سایتی است که در آن به جوانان روش آغاز کسب و کاری که برایشان اهمیت داشته باشد و به واسطه انجام آن بتوانند زندگی شادتری را تجربه کنند آموزش می دهد. این متن با اندکی جرح و تعدیل ترجمه شده است.

منبع: gooyait

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>